Friday, January 27, 2006

حمام های من و مامان و ابجیم


سلام.اسم من اریاست و 19 سالمه.یه ابجی دوقلو هم دارم به اسم ارزو که هم از نظر صورت و هم از نظر اندام رقیب نداره . صورت گرد و سفید با پاهای گوشتی و تپل و سینه های گرد و سر بالا و یک کون قلمبه که میتونه هر مردی رو تو یک نگاه شهوتی کنه.داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حمام رفتن های من و مامانم و ابجیم .داستان از اونجا شروع میشه که من و مامانم و ابجیم از بچگی با هم میرفتیم حمام یعنی از بچگی این برام عادت شده بود و برام یه چیز عادی بود.توی حمام هم هر 3 تامون لخت لخت بودیم و حتی شرت هم نمیپوشیدیم.مامانم هم هنوز منو مثل اریا کوچولو میبینه و جولوم هیچی نمیپوشه و ابجیم هم مثل اونه.توی حمام هم معمولا من و ابجیم بدن همدیگه رو میشستیم یعنی من بدن ابجیم رو میشستم اونم بدن منو میشست و گاهی هم با هم شوخی میکردیم مثلا ارزو بعضی وقتا که میخواست لای پای منو لیف بکشه دودولمو میگرفت تو دستشو باهاش ور میرفت و بازی میکرد باهاش منم وقتی دودولمو میگرفت تو دستش بدنم گرم میشد و دوست داشتم اونو محکم بگیره تو دستش و باهاش بازی کنه اما وقتی که مامانم میدید بهش اخم میکرد.یا مثلا وقتی بدنمون رو لیف میکشیدیم و تمام بدنمون پر از کف بود و حسابی لیز شده بود همدیگه رو بغل میکردیم و بدنامون رو میمالیدیم به هم یه بار که ارزو منو بغل کرد دودول من رفت لای پای ارزو و منم که حسابی از این حرکت خوشم اومده بود دستامو که صابونی هم انداختم دور کمرش و محکم اونو به خودم فشار دادم و کونشو محکم گرفتم تو دستم و فشارش میدادم تا جایی که حس کردم بدنم گرم شد و یه چیزی از بدنم خارج شد و ریخت روی پاهای ارزو و منم بدنم سست شد تا حدی که پاهام داشت خم میشد.نمیدونستم چی شده اما مامانم که شاهد قضیه بود اومد طرفم و منو محکم گرفت تو بغلش طوری که سرم رفت لای سینه هاش و دودولم محکم فشار داده میشد به رون پاش و تو همون حال گفت پسرم دیگه مرد شده. من اون موقع چیز زیادی از حرفش نفهمیدم اما از حالی که موقعی که خودمو میمالیدم به ابجیم و دودولم لای پاش جلو و عقب میرفت خیلی خوشم اومد و همین هم باعث میشد که از اون به بعد وقتی که میرفتیم حمام من بیشتر خودمو بمالم به ابجیم و همون حالتو تکرار کنم.از وقتی هم که ابم جولوی مامانم اومده بود دیگه رومون به هم باز شده بود و مامانم چیزی بهمون نمیگفت و میزاشت جولوش جلق بزنم و بعضی وقتا خودش بهم میگفت جلق بزن عزیزم و خودتو خالی کن منم با نگاه کردن به سینه های مامانم و جولوی ابجیم و دستمالی کردن اونا خودمو خالی میکردم و بعضی وقتا مامان و ابجیم هم کمکم میکردن.منم با جولوی ابجیم ور میرفتم و اونجا رو براش دستمالی میکردم و از اخ و اوخایی که اون میکرد میفهمیدم به اونم خیلی خوش میگذره و کلی حال میکنه. یه بار هم که مامانم داشت موهای جولوشو میزد من و ارزو بهش اصرار کردیم که بزاره ما براش این کارو بکنیم و اونم که دید ما داریم اصرار میکنیم قبول کرد و ژیلت رو داد دست من و منم صابون رو برداشتم و جولوی مامانم رو حسابی صابون مالیدم و صابون رو دادم به ارزو . با دست راست براش موهاشو میزدم و با دست چپ هم باهاش ور میرفتم.ارزو هم بیکار نبود و داست حسابی با اونجای مامانم ور میرفت که دیدم صدای مامانم حسابی بلند شده و داره اخ و اوخ میکنه و منم که دیدم خوشش اومده دستمو تند تر عقب و جولو میکردو تا جایی که اخ و اوخ هاش داشت به فریاد تبدیل میشد و همین باعث میشد من حشری تر بشم با شدت بیشتری ادامه بدم.ارزو هم سینه های تپل مامانم رو حسابی کف مالی کرده بود و داشت با یک دستش با اونا بازی میکرد و با دست دیگش با جولوی خودش ور میرفت.اخ و اوخ اونم دیگه داشت کم کم بلند میشد..خیلی طول نکشید که مامانم یه اه بلند کشید و ولو شد کف حمام و منم که فهمیدم ارضا شده ولش کردم.چند لحظه که گذشت مامانم بی رمق بلند شد و با خنده بهم گفت دیگه نمیشه با تو اومد حموم!!!بهش گفتم مگه بد گذشت؟ گفت نه ولی اگه اینجوری ادامه پیدا کنه سال بعد همین موقع یکی دیگه هم به جمعمون اضافه میشه و من کلی خندیدم.مامانم که حسابی بی رمق بود یه دوش گرفت و از حمام رفت بیرون. مامانم که رفت بیرون دیدم ارزو رفت یه گوشه نشست و شروع کرد با خودش ور رفتن.وقتی دید من وایستادم و دارم بد جور بهش نگاه میکنم صدام زد منم رفتم جولوش وایستادم و اونم با دست چپش کیر منو محکم گرفت تو دستش. اون با یک دستش با خودش ور میرفت و دست دیگشو رو دول من که دیگه حالا از یک کیر مردونه هیچی کم نداشت عقب و جولو میکرد.خیلی حشری شده بودم و وضع ابجیم از من بدتر بود. یکم که این کارو برام کرد دستامو بردم زیر بغلش و بلندش کردم.دستامو محکم حلقه کردم دور کمرش و کیرمو گذاشتم لای پاهاش و خودمو عقب جولو میکردم و اونم محکم لای پاشو بسته بود و همش ناله میکرد.یه مدت که این کارو کردم بهش گفتم دراز بکشه کف حمام و اونم بدون معطلی به پشت دراز کشید کف حمام و منم دراز کشیدم روش.حسابی داشتم کیرمو لای پاهاش جولو عقب میکردم که یهو به سرم زد کیرمو از جولو بکنم توی کسش.بهش گفتم ولی اون که از حرفم شوکه شده بود با تعجب بهم گفت مثل اینکه من دخترم و پرده دارم.ولی من که حسابی حشری بودم و دیگه هیچی حالیم نبود کیرمو گذاشتم روی کسش اما ارزو نمیخواست بزاره و سعی میکرد از زیرم بره بیرون ولی من محکم گرفتمش تو بغلم و سر کیرمو اروم فشار دادم توش.از صدای ارزو میشد فهمید که خیلی درد میکشه.فشارو بیشتر کردم.کسش خیلی لیز شده بود و با یه فشار کوچیک نصف کیرم رفت تو.ارزو خیلی درد میکشید و دیگه داشت التماس میکرد و سعی میکرد خودشو از زیر من خلاص کنه.موهامو گرفته بود توی مشتش و میکشیدشون و فریاد میزد.محکم گرفتمش تو بغلم و دوباره کیرمو فشار دادم تو کسش.دیگه کیرم تا اخر رفته بود تو کسش و من چند لحظه همونجا بیحرکت وایستادم تا دردش کمتر بشه.ناله های ارزو دیگه به گریه تبدیل شده بود وداشت فحش میداد منم برای اینکه صداش کمتر بشه لبامو گذاشتم روی لباش و شروع کردم به خوردن لباش.چه لذتی داشت خوردن اون لبای داغ و نازش.ارزو هم دیگه ارومتر شده بود و داشت به دردش عادت میکرد و منم که دیدم ارومتر شده خودمو شل تر کردم و صابون رو برداشتم و دستمو صابونی کردم و شروع کردم به مالیدن سینه هاش.وقتی سینه شو گرفتم تو دستم خودشو داد عقب مثل اینکه از سینه خیلی تحریک میشد.سینه هاش سفت سفت شده بودن.قبلا ندیده بودم سینه هاش اینقدر سفت بشه.یک کم که براش مالیدمشون بهم گفت سینه هاشو بخورم.منم یکم اب ریختم رو سینه هاش تا صابون ها شسته بشه و بعدش شروع کردم با نوک زبون بازی کردن با سینه هاش.یکی از سینه هاش تو دستم بود و اون یکی تو دهنم.ارزو هم خیلی خوشش اومده بود و دیگه داشت از روی شهوت اخ و اوخ میکرد.من که دیدم داره به شرایط عادت میکنه کیرمو تا نصفه از تو کسش اوردم بیرون و دوباره فشار دادم توش.چند بار این حرکتو تکرار کردم و سعی میکردم هر بار سریعتر این کارو بکنم.حدود چند دقیقه همین حرکتو تکرار کردم تا اینکه حس کردم داره ابم میاد.هنوز خیلی زود بود و من نمیخواستم به این زودی ارضا بشم برای همین سریع کیرمو کشیدم بیرون و چند لحظه بیحرکت موندم تا دوباره حالت عادی بشه.وقتی بلند شدم تا چشم به کیرم افتاد خشکم زد.تمامش پر خون بود.فهمیدم چه گندی زدم اما دیگه کاریش نمیشد کرد.فقط نباید میداشتم ارزو این صحنه رو ببینه.سریع دوباره خوابیدم روش و کشوندمش زیر دوش و سعی کردم دوش رو باز کنم.به هر زحمتی بود دوش رو باز کردم و با دستم کیر خودم و کس ارزو رو میمالیدم تا خونها شسته بشه.بعد از اینکه خونها شسته شد از روش بلند شدم و پاهاشو باز کردم و بین پاهاش نشستم.دستشو گذاشت رو کسش و شروع کرد به مالیدن که من بهش گفتم خیلی درد گرفت و اونم با یه لبخند بهم گفت خیلی خری !!! و با هم خندیدیم.پرسیدم ارضا نشدی هنوز؟ که گفت نه منم گفتم پس حالا حالاها برنامه داریم.پاهاشو دادم بالا طوری که بشه سوراخ کونشو دید.یه سوراخ ناز کوچولوی سفید و تمیز که با کسش بیشتر از 3-2 سانت فاصله نداشت.بهش گفتم برگرد و اون گفت میخوای چیکار کنی که خودم اروم پاشو گرفتم و سعی کردم بچرخونمش.برگشت و بهم گفت از پشت که نمیخوای بکنی که گفتم نه.شامپو رو برداشتم و ریختم روی دوتا کپلش.حسابی دو تا کپل و سوراخ کونش رو تا وسطای کسش میمالیدم براش.وقتی دستم میرفت لای پاش خیلی بهم حال میدادو از سر و صدای ارزو هم معلوم بود تو اوج لذته.بعد از اینکه حسابی با شامپو بدنشو مالیدم و کیرم شق شق شد خوابیدم روش.با دست کیرمو هل دادم لای پاهاش و دستامو از دورکمرش رد کردم و سینه هاشو گرفتم تو دستام.اروم کیرمو لای پاهاش بالا پایین میکردم . با دستام هم نوک سینه هاشو گرفته بودم و باهاشون بازی میکردم.چند بار که کیرمو لای پاش بالا پایین کردم به سرم زد بکنم تو کونش.اروم با دستم کیرمو گرفتم و گذاشتم روی سوراخش که متوجه قضیه شد و نمیخواست بذاره بکنم توش.اما من اروم در گوشش گفتم درد نداره ... قول میدم.با این حرف کمی اروم شد و منم از فرصت استفاده کردمو فشارو بیشتر کردم اما چون کونش هنوز پر شامپو بود سر خورد و رفت لای پاهاش که دیدم خود ارزو دستشو اورد و کیرمو محکم گرفت تو دستش و سرشو گذاشت رو سوراخ کونش.منم اروم اروم فشارو بیشتر کردم.خیلی راحت سرش رفت تو.یکم دیگه که فشار دادم تا اخر رفت توش.اینقدر شامپو زده بودم که خیلی راحت تر از اونی که فکرشو میکردم رفت توش.اروم ازش پرسیدم درد داری و اونم گفت یکم .چون میدونستم داره خوشش میاد ازش پرسیدم درش بیارم؟ که بهم گفت خودتو لوس نکن و منم که دیدم همه چی روبراست دستمو گذاشتم روی کسش و شروع کردم با کسش ور رفتن.همونجور که با کس اون ور میرفتم اروم شروع کردم به بالا پایین کردن کیرم تو کونش و هر بار که در میاوردم سریعتر هل میدادم توش و همینطور سریعتر دستمو رو کس اون بالا پایین میکردم.شهوت تمام بدنمو گرفته بود و من دیگه داشتم دیوانه وار تو کونش تلمبه میزدم.نمیدونم این حالت چقدر ادامه داشت که دیدم صرای اخ و اوخ ارزو خیلی شدید شده.همش داشت حرفای سکسی میزد که منو دیوونه تر میکرد . داد میزد تا ته بکن توم...جرم بده...پارم کن و از این حرفا که دیدم صداش بلند تر شد و بدنش هم شروع کرد به لرزیدن.فهمیدم میخواد ارضا بشه.کسشو محکم تر براش میمالیدم و محکم تر تلمبه میزدم.یهو بدن ارزو یه تکون محکم خورد و بی حال ولو شد زیر من.ارزو ارضا شده بود و فقط مونده بود اب من بیاد.خیلی طول نکشید که دیدم بدن منم داره گرم میشه.به کارم ادامه دادم که دیدم داره ابم میاد.به ارزو گفتم که داره ابم میاد اونم گفت روم نریزی که بدم میاد منم سریع کیرمو از تو کونش در اوردم اما تا اومدم بگیرمش اون ور تموم ابش ریخت رو کمر ارزو.گفت ریختی روم؟ منم با خنده گفتم اره ببخشید نتونستم جولوشو بگیرم و اونم بهم گفت خیلی کسکشی و هردو با هم خندیدیم.بلندش کردم و گرفتمش تو بغلم یه لب جانانه ازش گرفتم و اروم بغل گوشش گفتم دوست دارم و اونم منو محکم گرفت تو بغلش و سرشو گذاشت رو شونم و چشماشو بست.تو همین حال بودیم که دیدم مامانم داره در میزنه و میگه چیکار میکنین 2 ساعته اونجایین.فهمیدم خیلی دیر شده.ارزو رو از کف حمام بلند کردم.تای ایستادن نداشت.گرفتمش تو بغلم و همونجوری دوش گرفتام و رفتیم بیرون.از اون به بعد هر وقت میریم حمام کمتر از 3-4 ساعت تو حمام نیستیم
داستان های خودتونو برام ایمیل x_ye_pesare_jigar@yahoo.com کنید

0 Comments:

Post a Comment

<< Home